بيماران هموفيلی در زمان حادثه امنيت درمانی ندارند/ درخواست از وزیر بهداشت

بيماران هموفيلی در زمان حادثه امنيت درمانی ندارند

درخواست از وزیر بهداشت



عضو مجمع عمومي كانون هموفيلي ايران با اشاره به سه حادثه ای که برای بیماران هموفیلی در سه ماه اخیر رخ داده است، از وزير بهداشت تقاضا کرد دستورالعمل ویژه ای برای پذیرش و درمان بیماران خاص، به واحدهاي اورژانس صادر کند.

 احمد قويدل در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: طي سه ماه گذشته سه حادثه برای بيماران هموفيلي رخ داده است كه متاسفانه دو مورد منجر به فوت و مورد سوم حادثه ديده در خطر قطع قسمتي از پا قرار دارد.

وی افزود: اميدوار بوديم با انعكاس گزارش فوت دو جوان 25 و 30 ساله هموفيلي كه بي ترديد قرباني عدم تعريف فرآيند خاص براي اعزام بيمار خاص توسط واحدهاي اورژانس كشور گرديده اند، شاهد عكس العمل وزير بهداشت و دستور اصلاح روندهاي موجود باشيم كه متاسفانه هيچ عكس العملي را از اين وزارتخانه نداشتيم. مطالعه برنامه وزیر بهداشت كه در سايه كرامت انسان و حقوق بيمار تنظيم گرديد و انسان را خليفه خدا بر روي زمين ناميده است اين نوع انتظارات را و شايد اميدواريهاي اجتماعي را به شدت افزايش مي دهد. اما حتي مسئولين كنجكاو نشدند كه اين دو بيمار چگونه جان خود را از دست دادند.

قویدل ادامه داد: مورد سوم نيز بيمار 35 ساله هموفيلي است كه در تصادف رانندگي در جاده اصفهان مصدوم و دچار شكستگي پا مي گردد. با اينكه بيمار به هوش بوده و مكرر به مسئولين اورژانس اعلام مي كند بيمار هموفيلي است ساعت 5 صبح به بيمارستاني در ميمه اصفهان انتقال يافته و در ساعت 10 صبح به علت عدم توانايي بيمارستان در اداره موضوع به بيمارستان گلديس در شاهين شهر اصفهان انتقال مي يابد. اصرار و هشدار بيمار در رابطه با هموفيل بودن اثري در تصميمات پزشكي نداشته و در حاليكه مركز درماني بيماران هموفيلي در شهر اصفهان وجود داشته است از انتقال بيمار به اين بيمارستان خودداري مي شود. خانواده بيمار بعد از مطلع شدن از حادثه از تبريز خود را با فاكتورهاي انعقادي (فاكتور 8) در ساعت 10 شب يعني 17 ساعت بعد از حادثه به مصدوم مي رسانند و بعد از 17 ساعت پس از خونريزي بیمار، براي اولين بار دارو با مديريت خانواده كه شيوه استفاده را مي دانستند به بیمار تزريق مي گردد. در صورتيكه مركز درماني بيماران هموفيلي بيمارستان سيد االشهدا در شهر اصفهان قرار داشته و به سادگي بيمار قابل انتقال به اين مركز بوده است. نهايتا اين بيمار كه با پارگي عروق پا نيز مواجه بوده بدون اقدامات درماني خاص به بيمارستان الزهرا اصفهان جهت مشاوره  انتقال يافت و به علت اعلام اينكه عملا بيمار كانديداي عمل قطع پا مي شود با اصرار خانواده به تهران منقل مي گردد.

وی گفت: بيمار توسط آمبولانس با سرعت بسيار بالا به تهران انتقال و ساعت 20:30 شب 19 آذر به بيمارستان امام خميني (ره) مركز اصلي درمان بيماران هموفيلي مي رسد. پس از يكساعت معطلي بيمارستان مذكور بدون انجام هيج اقدامي بيمار را به علت نگرفتن پذيرش از مبداء نپذيرفت. اصرار نماينده انجمن حمايتي بيماران و خانواده مبني بر اينكه بيمار سانحه ديده هموفيلي نيازي به پذيرش گرفتن در تنها بيمارستان تخصصي هموفيلي را ندارد، اثري نداشت. بيمار مجدد در ساعت 21:30 شب به آمبولانس اعزامي از اصفهان منتقل و به بيمارستان شهداي تجريش به اميد پذيرشي كه فقط مبناي آن شناخت خانواده از يكي از پزشكان آن بيمارستان بود انتقال يافت. مسئولين بيمارستان در بدو ورود نهايت همكاري را فارغ از آنكه بيمار پذيرش بشود يا نشود به انجام رساندند و مراقبتهاي اوليه را جرايي نمودند. اگرچه به علت عدم آشنايي با نحوه درمان بيمار هموفيلي فاكتور انعقادي را در سرم به بيمار تزريق نمودند. مرحله بررسي بيمار جهت پذيرش از 23:30 شب الي 1:30 دقيقه بامداد به طول انجاميد كه بي ترديد توام با احساس مسئوليت و دقت قابل تقدير كادر پزشكي اين بيمارستان بود. متاسفانه در حاليكه قسمت پایين پاي بيمار كاملا سرد و عكس العملي نداشت پزشكان با تاكيد اينكه به احتمال زياد پاي بيمار از دست رفته است وي را بستري نمودند. تنها اميد كادر پزشكي تكانهاي شصت پاي بيمار بود.

عضو مجمع عمومي كانون هموفيلي ايران در ادامه افزود: موقعي كه به بيمارستان شهداي تجريش رسيديم از آنجا كه موضوع را به اطلاع كارشناس مسئول هموفيلي در وزارت بهداشت رسانده بودم ايشان ضمن هماهنگي با رئيس بيمارستان امام خميني (ره) اجازه بستري بيمار در اين بيمارستان را نيز گرفته بود و پزشكان بخش هموفيلي هم آمادگي خود را براي ارايه خدمات لازم اعلام نمودند. با توجه به موافقت بيمارستان شهداي تجريش اين موضوع منتفي و نهايتا در روز 20 آذر با اخذ مشاوره هاي لازم از مركز هموفيلي بيمارستان امام (ره) بخش اول جراحي اين بيمار هموفيل در ساعت 15 روز 20 آذر انجام و عروق اصلي پا كه خونريزي از آن جاري بود، پيوند زده شد.

قویدل ادامه داد: در حال حاضر عملا پزشكان انتظار مي كشند آيا حيات به پاي بيمار باز مي گردد يا خير، كه بتوانند براي جراحي ارتوپدي را انجام دهند. نگاهي ساده به وقايعي كه گذشت به خوبي نشانگر اين است كه متاسفانه به علت عدم پيش بيني و عدم وجود تعريف خاص براي بيماران خاص در حوزه اورژاتس و حوادث چگونه جان و سلامتي بيماران هموفيلي به مخاطره مي افتد. دو بيمار جواني كه طي 2 ماه گذشته فوت كرده اند داراي همسر بوده و از يكي آنان دختري 3 ساله به يادگار مانده است. دردآور است كه با وجود فاكتورهاي انعقادي در شهر اصفهان، 17 ساعت بعد دارو از تبريز به بيمار مي رسد و عملا فرصت طلايي براي جلوگيري از صدمه بيمار از دست مي رود.

وی گفت: از وزير بهداشت تقاضا مي كنم با برسي مسئولانه اين سه حادثه امكان صدور دستورالعمل ویژه برای بيماران خاص را به واحدهاي اورژانس تامين بفرمايند. اصلاح اين وضعيت نه پول مي خواهد نه امكانات، آگاهي و ابلاغ را به واحدهاي اورژانس كشور مي خواهد كه بيمار خاص حادثه ديده به مراكز درماني خاص اعزام گرد.

قویدل تصريح كرد: در جلسه اي كه پنجشنبه گذشته در وزارت كشور با حضور معاون اجتماعي وزارت كشور و تعدادي از نمايمدگان سازمانهاي مردم نهاد برگزار گرديد متوجه حقيقتي شدم كه انتظارات ما را از وزير بهداشت خيلي بيشتر مي كند. ايشان خود از فعالان سازمانهاي مردم نهاد بوده و يا به قول مسئولين وزارت كشور NGO دار بوده و بي ترديد به خوبي درك مي نمايد كه سازمانهاي مردم نهاد مي توانند با انعكاس مشكلات موجود به بهبود خدمات درماني و دارويي به مردم نقش ايفا كنند.

وي در پايان از وزير بهداشت درخواست ديگري داشت و گفت: ایكاش آقای وزير شخصا از اين بيمار عيادت مي كرد و شخصا مسيري را كه اين بيمار بعد از حادثه با آن مواجه گرديده از زبان خود بيمار مي شنيد. بي ترديد اين ملاقات منشاء دستور قاطع و تعريف فرآيند مناسب براي رسيدگي به امور بيماران خاص حادثه ديده از جمله بيماران هموفيلي خواهد گرديد.

کنگره جهانی فدراسیون هموفیلی 21 تا 25 اردیبهشت 1393 ملبورن - استرالیا

کنگره جهانی فدراسیون هموفیلی 21 تا 25 اردیبهشت 1393 ملبورن - استرالیا

«تروریسم دارویی علیه ایران»

این مطلب را که ترجمه مقاله ای است که شخصس به نام یورام عبداله وایلر است که در سایت پرس تی وی  سال گذشته منعکس گردیده و نظر به اهمیت آن در رابطه با لغو تحریم های غیر انسانی غرب علیه ایران جهت اطلاع خوانندگان تقدیم نمودم.


«تروریسم دارویی علیه ایران»

تيموتي گايتنر، وزير دارايي امريکا گفته است: «سياست‌هايي که ايران در پي آن است پذيرفتني نيست و تا زماني که رهبريت اين کشور اين رويه خطرناک را متوقف نکند، ما همچنان به استفاده از راهکارهاي محکم براي تحميل عواقب مالي و اقتصادي شديد بر ايران ادامه خواهيم داد.»


امريکا عليه ايران اعلان جنگ کرده است، جنگي اقتصادي که با تحريم‌هاي تحميل شده به اين کشور جان بيماران ايراني را که براي مبارزه با سرطان و ديگر امراض خطرناک ناچارا به داروهاي ساخته شده در غرب وابسته هستند، به خطر مياندازد. هدف از تحريم‌هاي فزاينده امريکا عليه ايران به احتمال خيلي زياد ممکن است درگيري نظامي باشد، همانطور که هنري استيمسون، وزير جنگ امريکا گفته است که تحريم‌ها صرفا روشي براي آن است که «چگونه ما (امريکا) آنان را به جايگاهي بکشانيم که اولين گلوله جنگ را شليک کنند.»

تحريم‌هاي امريکايي که در سال 1995 از سوي لابي صهيونيستي آيپک (AIPAC) ابداع شده و مسلما به چشم اقدامي جنگ طلبانه نگريسته مي‌شوند، تحت نظر معاونت وزارت دارايي امريکا در امور تروريسم و اطلاعات مالي (TFI) قرار دارد؛ سازماني که اساسا در دولت بوش و براي مبارزه با تروريسم مالي تشکيل شد. تحريم‌ها اکنون به دست ديويد کوهن، معاون وزارت دارايي امريکا در امور تروريسم و اطلاعات مالي، دنيل گلاسر، دستيار معاون وزير دارايي امريکا در امور مالي تروريسم و آدام جي ژوبين، رئيس اداره کنترل دارايي‌هاي خارجي مديريت مي‌شود که دوره خدمت اين افراد نيز در دولت چندتن از روساي جمهور امريکا به طول انجاميده است. اين سه‌گانه ظلم موسوم به «ماموران تحريم‌هاي امريکايي» نزديک به 10 سال است که تحت فشار مداوم رژيم صهيونيستي براي طراحي تحريم‌هايي حتي سخت‌تر از آنچه اکنون هست، با کنگره امريکا کار مي‌کنند.

به گفته گايتنر: «عواقب ناخوشايند تامين منابع مالي تروريسم توانسته است عاملان اين کار در سراسر جهان را از عملشان باز دارد». متاسفانه، اين تحريم‌ها شرکت‌هاي داروسازي غرب را نيز از انجام معاملات تجاري براي تامين داروهايي که به شدت در ايران نياز است، بازداشته است، با وجود اين، مقامات رژيم واشنگتن به لفاظي‌هايي خلاف آنچه هست ادامه مي‌دهند:

وزارت دارايي امريکا در امور کنترل دارايي‌هاي خارجي اعلام کرده است: «تعهد دولت امريکا براي تسهيل تعامل انسان دوستانه با مردم ايران براي صدور مجوز صادرات و يا صادرات مجدد کالاهاي انسان دوستانه از جمله تجهيزات کشاورزي، دارو و لوازم پزشکي به ايران در سياست ديرينه اين کشور مشهود است.»

در حقيقت از ديدگاه حقوقي، قانون ضد ايراني امريکا موسوم به «آزادي ايران و مبارزه با گسترش تسليحات هسته‌اي» (IFCPA) به لحاظ استثناي بشردوستانه‌اي که براي دارو قائل شده، کاملا روشن به نظر مي‌رسد:

«برپايه بخشي از اين قانون کساني که قصد انجام و يا تسهيل فروش کالاهاي مربوط به کشاورزي، غذا، دارو و يا تجهيزات پزشکي به ايران و يا کمک انسان‌دوستانه به اين کشور را دارند، شامل تحريم نمي‌شوند.»

با وجود اين در واقع غامض بودن تحريم‌هاي امريکايي و همينطور شدت مجازات که پرداخت 1 ميليون دلار و حبس تا مدت 20 سال را شامل مي‌شود، داروسازانِ کم سودِ امريکايي را از خطر کردن براي انجام کاري که به لحاظ اخلاق درست است، بازداشته است. يک بار نماينده‌اي از يک شرکت دارويي ايراني همراه با مستنداتي براي نشان دادن قانوني بودن معامله خود به پاريس رفت و با اين گفته بانکدار فرانسوي رو به رو شد که «شما حتي اگر نامه‌اي از خود رئيس‌جمهور فرانسه بياوريد که در آن انجام اين کار را بلامانع خوانده باشد، ما باز هم خطر نخواهيم کرد.»

ايران که هزينه بخش دارويي آن هر ساله به ارزشي بالغ بر 3 ميليارد دلار مي‌رسد، تقريبا 30 درصد از داروهاي خود را وارد مي‌کند، جمهوري اسلامي از زماني که تحريم‌هاي واشنگتن در سال 2012 راه را براي معامله با شرکت‌هاي دارويي امريکايي و اروپايي سد کرده، به طور فزاينده‌اي در اين زمينه به چين و هند متکي شده است. در برخي از موارد يافتن داروهاي جايگزين براي مبارزه با بيماري‌هاي خاصي همچون هموفيلي، سرطان و يا مولتيپل اسکلروزيس غيرممکن است، چرا که مخترعين اين داروها تنها آنها را در اختيار منابع غربي قرار مي‌دهند. بيماران ايراني تقريبا هيچ راهي براي دستيابي به داروها حياتي ندارند و اين بدان معنا است که تحريم‌هاي امريکايي آنان را محکوم به مرگ کرده است.

منوچهر اسماعيلي ليوسي، نوجوان 15 ساله دزفولي و مبتلا به بيماري هموفيلي اولين کسي بود که به دليل عدم دسترسي به دارو و آن هم به سبب تحريم‌هاي امريکايي قرباني شد. احمد قويدل، مديرعامل کانون هموفيلي ايران ضمن محکوم کردن اين تحريم‌ها گفت: «تحريم‌هاي دارويي در يک جنگ خاموش اعلام نشده سلامت بيماران، زنان و کودکان ايراني را به خطر انداخته‌اند، کاري که حتي در جنگ‌هاي کلاسيک نظامي هم ممنوع است.» ناصر نقدي، مديرعامل شرکت داروپخش، بزرگترين شرکت دارويي ايران به صراحت گفت: «دسترسي به دارو براي بعضي از بيماران مساله مرگ و زندگي است... اگر شما سرطان داشته باشيد و داروي شيمي‌درماني پيدا نکنيد، مرگِ شما خيلي زود سرمي‌رسد؛ به همين سادگي.» برد شرمن، يکي از نمايندگان امريکايي تصديق کرده است که مرگ و سختي‌هايي که به سبب اين تحريم‌ها بر مردم ايران تحميل شده، عمدي است. وي گفت: «منتقدان عقيده دارند که اين اقدامات به مردم ايران آسيب خواهد رساند. اگر بخواهم رو راست باشم، ما دقيقا همين را مي‌خواهيم.»

برخي از افراد بدبين که استدلالي در راستاي ادامه اين تحريم‌هاي غيرانساني دارند انگشت اتهام خود را به سوي نقاط ضعف «انسان دوستانه» مي‌گيرند و گاهي از آن نيز فراتر رفته و ايران و قربانيانش را به سبب سوء مديريتِ نيازهاي دارويي سرزنش مي‌کنند. حتي باراک اوباما، رئيس‌جمهور امريکا نيز با قساوت تمام اظهار کرد که مردم ايران بايد مسولان اداره کشور خود را براي کمبود فراورده‌هاي دارويي مقصر بدانند. اين در حالي است که سيامک نمازي، مشاور و محقق سابق وودرو ويلسون، به حق تقصير را به گردن امريکا انداخته و مي‌گويد: «اما هيچ شکي نيست که کميابي دارو و تجهيزات پزشکي در ايران از زمان تشديد تحريم‌ها آغاز شد.... کمبود دارو از زماني آغاز شد که تشديد مداوم تحريم‌ها در نهايت راه را براي معاملات بشردوستانه مسدود کرد.»

اجازه دهيد رفتار امريکا را برپايه تعريف خود اين کشور از تروريسم بين المللي تشريح کنم. بر پايه قانون تحريم ايران در سال 1996، بخش 14، فصل 35، قسمت 1701:

«لفظ «اقدام به تروريسم بين‌المللي» يعني اقدامي که: (الف) براي زندگي بشر خطرناک و همچنين ناقض قوانين جنايي امريکا يا نظام قضايي هر کشور ديگري باشد،(ب) اقدامي که به نظر عمدي برسد، (ج) اقدامي که سبب رعب و وحشت مردم را پديد آورد، (د) اقدامي که به سبب رعب و وحشت بر سياست دولت تاثير بگذارد و يا (ه) اقدامي که با ترور و يا ربايش افراد بر عملکرد دولت تاثير بگذارد.»

با توجه به بند (الف)، تحريم‌هاي امريکا يقينا با دريغ داشتن دارو از بيماران جان انسانها را به خطر مي‌اندازد و اين اقدام ناقض قوانيني است که نظام قضايي امريکا به آن تعهد دارد، پس اين تروريسم بين‌المللي است. با توجه به بند (ب) و با درنظر گرفتن گفته‌هاي شرمن، هدف از اين تحريم‌ها آسيب رساندن به مردم و ارعاب آنان است، پس اين يک تروريسم بين‌المللي است. و مطمئنا همانگونه که از گفته‌هاي تيموتي گايتنر، وزير دارايي امريکا در آغاز اين مقاله پيدا است، هدف از اين تحريم‌ها ايجاد رعب و وحشت در ايران براي سر تعظيم فرود آوردن در مقابل خواسته‌هايِ امريکا درباره برنامه صلح آميز هسته‌اي جمهوري اسلامي است، بنابراين مسلما اين يک تروريسم بين‌المللي است.

نتيجه منطقي اجتناب ناپذير به نظر مي‌رسد. طبق تعاريفي که بر پايه قوانين ِخود واشنگتن ارائه شد، امريکا با تحميل تحريم‌هاي ضد ايراني که صهيونيست مبدع آن بوده ، مرتکب تروريسم دارويي بين‌المللي شده است. والدين منوچهر همچون 8 هزار بيمار ديگري که به امراض خوني مشابه دچار هستند و همچنين ميليون‌ها تن از ايراني‌هايي که از بيماري‌هاي کليوي، سرطان، مولتيپل اسکلروزيس و ده‌ها بيماري صعب العلاج ديگر رنج مي‌برند، از جنايتي که امريکا مرتکب مي‌شود، آگاه هستند.

مترجم: پروانه کريمي