كارآزمايي باليني دارو‌ها و ضرورت توجه به حقوق بيماران

كارآزمايي باليني دارو‌ها و ضرورت توجه به حقوق بيماران

وزارت بهداشت در اقدامي شايسته و مثبت تلاش نويني را در حوزه صنايع دارو‌سازي كشور آغاز كرده كه مي‌تواند گام مهم و اصولي براي نزديك شدن به استاندارد‌هاي جهاني در اين حوزه باشد. بي‌ترديد كارآزمايي باليني داروها پس از پايان روند آزمايشگاهي و آزمايشات حيواني و اطمينان كامل از سلامت دارو در يك پروسه تعريف شده، وارد مرحله كارآزمايي باليني بر انسان‌ها مي‌شود. اين اقدام در مقررات جاري جهاني داراي چند مرحله است. بديهي است مرحله اول كارآزمايي باليني انساني داروها از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. اين كارآزمايي معمولا با جلب رضايت داوطلبان تحقق مي‌يابد. اين جلب رضايت با انگيزه‌هاي مختلفي ميسر مي‌شود

الف - يكي از انگيزه‌هاي قابل توجه، كارآزمايي باليني داروهايي است كه كشف جديدي براي بيماري‌هايي هستند كه عملا داروي ديگري براي بهبود شرايط بيمار وجود ندارد. در اين موارد بيمار انگيزه خاصي براي مصرف كردن داروي آزمايشي جديد را دارد. كليد موافقت با اين امر دسترسي به درماني است كه بيمار عملا حتي ممكن است توانايي مالي لازم براي بهره‌مند شدن از آن را نداشته باشد. در عين حال شركت‌هاي توليد‌كننده هم با تقبل هزينه‌هاي بيمه بيمار تلاش مي‌‌كنند وقايع احتمالي را حداقل از طريق پرداخت خسارت جبران كنند. در عين‌حال در شرايط منصفانه، فرد داوطلب علاوه بر دريافت هزينه‌هايي كه براي اجراي كارآزمايي باليني متقبل مي‌شود، مبلغي را نيز بابت مشاركت در اهداف اقتصادي شركت سازنده دريافت مي‌كند. شركت توليد‌كننده دارو ‌بايد كاملا فرد داوطلب را از عوارض احتمالي داروي آزمايشي آگاه كند و بر بستر ارايه اطلاعات صحيح و كامل و رعايت اصول اخلاق پزشكي از آگاهي فرد داوطلب مطمئن شود. اخذ رضايتنامه اگر بر بستر اطلاعات درست و متناسب با سطح سواد و آگاهي فرد داوطلب اخذ نشود، عملا عدول از بزرگ‌ترين اصل اخلاقي كارآزمايي باليني داروهاست. يكي از راه‌حل‌هاي منطقي براي اطمينان از درك شرايط و مخاطرات احتمالي كارآزمايي‌هاي باليني، بهره‌مندي داوطلب مشاركت در كارآزمايي دارو از يك مشاور حقوقي مطلع و بي‌طرف براي تاييد قرارداد و كسب اطمينان از آگاهي خود است. اين مشاوره ‌بايد از زنجيره اقتصادي شركت توليد‌كننده و حوزه اثرگذاري آن خارج باشد و اساسا هيچ نوع منفعتي از تحقق اين امر براي اين شخصيت حقيقي يا حقوقي نتوان متصور بود. در ايران يكي از اين مشاوران حقوقي، انجمن‌هاي حامي بيماران هستند كه حضور نماينده كارشناس آنها در مراحل اطلاع‌رساني و كسب رضايتنامه مي‌تواند كمك بسيار خوبي براي داوطلبان باشد. در كارآزمايي‌هاي دارويي مرحله دوم و سوم و... انساني طبيعي است كه كار با سهولت بيشتري انجام مي‌شود و عملا شركت‌هاي توليد‌كننده با شرايط سهل‌تري موفق به پيدا كردن داوطلب براي كارآزمايي باليني خواهند بود. اكثر كشورهاي پيشرفته عمدتا كارآزمايي‌هاي باليني دارو‌هاي خود را در كشور‌هاي در حال توسعه تحت عنوان كمك به انجام مي‌رسانند.

ب- كارآزمايي باليني دارو‌هايي كه نظير آن در بازار جهاني موجود است، مسووليت‌هاي بيشتري را متوجه سازندگان مي‌‌كند. داوطلبان در اين شرايط عملا انگيزه نبود داروي در دسترس را ندارند و دقيقا هدف منافع اقتصادي سازندگان اين داروهاي جديد قرار مي‌گيرند. اين فرآيند در كشور‌هايي مثل كشور ما داراي يك ارزش اجتماعي خاص نيز هست. بحث خودكفايي اقتصادي كشور، موجي از انگيزش‌هاي مثبت را در اين فرآيندها به همراه دارد. كدام ايراني هست كه از موفقيت‌هاي كشورش براي توليد داروهاي مورد نياز مردم در داخل همان كشور خوشحال نشود؟ امتيازات اقتصادي اين نوع طرح‌ها و توليد در اين حوزه آنچنان برجسته و مهم است كه بالاترين مقامات كشور همسو با وزارت بهداشت از اين فرآيندها استقبال كرده و تلاش مي‌كنند اين اقدامات موفق شود.

نگارنده ضمن آنكه اين سياست را سازنده و در خدمت خودكفايي كشور مي‌دانم اما همواره اين مسير را در معرض آسيب زياده‌خواهي برخي توليد‌كنندگان بر بستر عدم رعايت اخلاق پزشكي و عدم اطلاع مردم و به‌ويژه بيماران از حقوق اجتماعي خودشان مي‌دانم. اين آسيب انگيزه اقتصادي دارد و عملا با ماهيت فعاليت توليد‌كنندگان انطباق دارد. كشورهاي مختلف جهان مقررات ويژه‌يي براي جلوگيري از ورود اين آسيب وضع كرده‌اند و اين اراده كشورها از طريق سازمان‌هاي بين‌المللي متعلق به دولت‌ها مانند سازمان بهداشت جهاني، مرزها را نيز درنورديده و مقررات بين‌المللي را سر راه توليدكنندگان دارو قرار داده‌اند. اما آسيب تاسف‌آوري كه متاسفانه سابقه هم در كشور ما دارد، تلاش برخي از مسوولان براي اعلام نتيجه زودهنگام موفقيت‌هاي سازندگان دارو‌هاي توليد داخل و از آن‌هم خطرناك‌تر روانه كردن آن به بازار فارغ از قوانين و مقررات داخلي و بين‌المللي با هدف تحكيم جايگاه مسووليتي خود است. ما اين تجربه را در حوزه توليد داروهاي بيماران هموفيلي در دهه 70 داريم كه متاسفانه عواقب بزرگ حقوقي و اجتماعي زيادي را متوجه يك سازمان و يك وزارتخانه دولتي كرده است. اين قبيل مسوولان از نقد مشفقانه استقبال نمي‌كنند و تلاش مي‌‌كنند با يك چهره مدافع خودكفايي در كشور، حركت خود را بدون توجه به عواقب آينده آن تسهيل كنند.

در پايان، نگارنده بر اين اعتقاد است كه كارآزمايي باليني ‌بايد با توجه به نوع داروهاي توليد شده با نظارت و دقت و بر بستر آگاهي كامل داوطلبان تحقق يابد. توليدكنندگان ايراني نبايد با سنگر گرفتن در ارزش مقدس خودكفايي كه مورد احترام عميق مردم و مسوولان عاليرتبه نظام است، رعايت حقوق مادي و معنوي داوطلبان را نكنند. ترديدي وجود ندارد سازندگان دارو بايد ضمن رعايت اخلاق پزشكي و مقررات ملي و بين‌المللي پاداش داوطلبان را براي رونق اقتصادي خود پرداخت كنند. اين پرداخت بايد منصفانه باشد و راهنماي محاسبه آن اين است كه توليد‌كنندگان داروهاي جديد داوطلبان كارآزمايي دارويي را عزيزترين عضو خانواده خود تصور كنند.

داروي موجود پاسخگوي نياز بيماران هموفيلي نيست

داروي موجود پاسخگوي نياز بيماران هموفيلي نيست
وزارت بهداشت سطح دسترسي بيماران به دارو را افزايش دهد


مديرعامل كانون هموفيلي ايران گفت: با توجه به افزايش سن بيماران هموفيلي طي دهه گذشته و رسيدن بسياري از بيماران به سن ميانسالي، مصرف داروي آنان افزايش يافته است به گونه‌اي كه موجودي فعلي دارويي كشور پاسخگوي نيازشان نيست.

احمد قويدل در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا، افزود: در حال حاضر سطح دسترسي بيماران هموفيلي به دارو 76/1 واحد بين‌الملل است اين در حاليست كه حداقل استاندارد براي دسترسي يك است. متاسفانه چون سياست جاري در حوزه درمان اين بيماران، تزريق دارو پس از خونريزي است، مفاصل بيماران به ويژه مفاصل زانو و مچ پا با رسيدن به ميانسالي در اثر تكرار خونريزي به مرور ضعيف مي‌شود در نتيجه آنان در معرض خونريزي‌هاي مكرر قرار مي‌گيرند.

وي تصريح كرد: با افزايش سن و وزن مبتلايان به هموفيلي، ميزان مصرف داروي اين بيماران افزايش مي‌يابد اين در حاليست كه سهميه‌ داروي ارسالي به استان‌هاي كشور به ويژه در دهه سوم هر ماه تمام مي‌شود. در نتيجه بيماران دچار كمبود دارو و در موارد متعدد مجبور به مسافرت به تهران مي‌شوند.

قويدل با بيان اينكه كانون هموفيلي ايران به طور مكرر از مسئولان وزارت بهداشت درخواست كرده است كه روش درماني بيماران هموفيلي را تغيير دهد، تاكيد كرد: تغيير روش درماني از درمان پس از خونريزي به درمان پيش از خونريزي براي همه بيماران در شرايط كنوني كشور ميسر نيست اما اين تغيير روش براي بيماران زير10 سال كاملا ميسر است و مي‌تواند معلوليت بيماران در سنين ميانسالي را تضمين كند.

وي با اشاره به سطح دسترسي بيماران هموفيلي كشورهاي اروپايي و آمريكايي به دارو اظهار كرد: در حال حاضر دسترسي كشورهاي اروپايي و آمريكايي به دارو از پنج تا هشت واحد بين‌الملل است و بالغ بر70 درصد از فراورده‌هاي خوني توليد شده در جهان در كشورهاي آمريكايي و اروپايي مصرف مي‌شود.

قويدل تاكيد كرد: اگر وزارت بهداشت نسبت به افزايش سرانه مصرف داروي بيماران هموفيلي اقدام نكند ،‌ افزايش معلوليت‌ بيماران ميانسال باعث ناتواني آنان در انجام درست وظايف اجتماعيشان در حوزه‌هاي مختلف مي‌شود.

مديرعامل كانون هموفيلي ايران با بيان اينكه حاصل معلوليت‌هاي زياد در ميانسالي انجام عمل جراحي تعويض مفاصل است، گفت: اين اعمال جراحي هم هزينه‌هاي هنگفتي را مي‌طلبد و هم باعث مصرف شدن مقدار بسيار زيادي دارو براي هر عمل جراحي مي‌شود. در حال حاضر90 درصد هزينه اين عمل جراحي‌ را صندوق‌هاي بيمه پرداخت مي‌كنند.

وي با اشاره به هزينه خريد مفصل اظهار كرد: هزينه خريد مفصل دو ميليون تا پنج ميليون تومان است كه به طور مستقيم از طرف وزارت بهداشت تقبل مي‌شود اما پرداخت نشدن به موقع هزينه مفصل به بيمارستان‌ها باعث ايجاد اختلال در روند نوبت دهي به بيماران نيازمند اين جراحي شده است.

قويدل در پايان گفت: با توجه به خودكفايي ايران در حوزه توليد پلاسماي مورد نياز براي توليد فاكتور 9 و ضرورت توجه پيشگيرانه به معلوليت بيماران هموفيلي، وزارت بهداشت بايد با كارشناسي دقيق، دسترسي بيشتر بيماران به دارو و تغيير روش درماني را دست كم براي كودكان امكان‌پذير كند.

ضرورت توجه جدي‌تر مسئولان به درمان بيماران هموفيلي مبتلا به كبدچرب

ضرورت توجه جدي‌تر مسئولان به درمان بيماران هموفيلي مبتلا به كبدچرب
مديرعامل كانون هموفيلي ايران گفت: برخي از بيماران هموفيلي كه درمان آنها نتيجه‌بخش بوده و هپاتيت C آنان درمان شده است به كبد چرب مبتلا شده‌اند بنابراين لازم است متوليان درمان كشور تمهيدات جديدي براي مديريت درمان كبد چرب اين بيماران بينديشند.


احمد قويدل در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا، افزود: انديشيدن تمهيدات جديد براي درمان كبد چرب بيماران هموفيلي از اهميت بسيار زيادي براي حفظ سلامت آنان و بهبودي كامل اين بيماران برخوردار است.

وي يادآور شد: متاسفانه تعداد زيادي از بيماران هموفيلي در دهه‌هاي 60 و 70 بر اثر مصرف فرآورده‌هاي خوني آلوده مبتلا به هپاتيت C شده‌اند. خوشبختانه تمام بيماران با حمايت دستگاه‌ قضايي و اقدامات مسئولانه وزارت بهداشت مشمول طرح‌هاي درماني بيماري هپاتيت C قرار گرفته‌اند.

مديرعامل كانون هموفيلي ايران در ادامه گفت: وزارت بهداشت هزينه‌هاي آزمايشگاهي و مشاوره بيماران هموفيلي مبتلا به هپاتيتC را در اين طرح تامين كرده‌است. اين اقدامات منجر به درمان بالغ بر 55 درصد از اين بيماران شده است و در حال حاضر نيز به طور جدي پيگيري مي‌شود.

وي افزود: درمان‌هاي جاري براي برخي از بيماران موثر نيست و يا بعد از پاسخ آنان به درمان، ويروس هپاتيت C دوباره در بدن اين افراد فعال مي‌شود. بيماران هموفيلي مبتلا به هپاتيت C در مواردي بار ديگر تحت درمان يك ساله قرار مي‌گيرند و در برخي اوقات اين درمان نتايج مطلوبي داشته است اين در حاليست كه در حال حاضر بالغ بر 170 نفر از اين بيماران نيازمند داروي جديدي هستند كه لازم است به داروهاي كنوني آنان اضافه شود.

مديرعامل كانون هموفيلي ايران اضافه كرد: اين دارو كه اواخر سال گذشته موفق به دريافت گواهينامه بين‌المللي FDA شده است را متخصصان كبد و گوارش ايران بررسي كرده‌اند و طي درخواست رسمي از وزير بهداشت، ورود اين دارو به ايران را تقاضا كرده‌اند.

وي در ادامه گفت: با وجود هزينه‌هاي سنگين اين داروي جديد كه براي هر دوره درماني آن نياز به صرف بالغ بر40 ميليون تومان است، هنوز اقداماتي براي واردات آن صورت نگرفته است.

قويدل در پايان اظهار كرد: وضعيت روحي اغلب بيماران هموفيلي كه درمان هپاتيت C آنان ناموفق بوده، نامطلوب است و حتي زندگي عادي آنان دچار اختلال شده است به گونه‌اي كه در موارد متعدد تشكيل خانواده با موانع زيادي مواجه شده است بنابراين اميدواريم وزارت بهداشت داروي موردنياز اين بيماران را تامين كند. البته برخي از آنان داراي احكام قضايي هستند كه طي آن قوه قضاييه وزارت بهداشت را مكلف به تامين داروي آنان مي‌كند.